تبليغاتX
بلال
بلال
گپ بلال وا تو

هک
 

این وبلاگ به علت نوشتن مطالب کس شعر هک شد

نوشته شده توسط بلالدر  ساعت 8:51 | لینک

تکرار
وقتی  گفتم گریه تکراری ترین سلاح دختران است

تو برای تنوع خودت را کشتی

نمی دانستی که کشتن و کشته شدن ، و حتی به دنیا آوردن هم تکراری شده.

من یک فکر تازه دارم . بیا با آدمها مهربان تر شویم.

نوشته شده توسط بلالدر  ساعت 14:25 | لینک

تفهیم اتهام

  نمی دانم چرا فکر می کنم حتما باید کاسه ای زیر نیم کاسه باشد تا تو مرا دوست داشته باشی . هم چنان که نمی دانم با وجود این همه استکبار مستکبر جهانی چرا پدرت مشتش را به صورت تو کوبید آنهم به جرمی که هنوز اثبات نشده است ــ دوست داشتن ــ

نوشته شده توسط بلالدر  ساعت 10:1 | لینک

زدگی

 و خدا به آدم گفت : "دوستت دارم ". و من چقدر برای این جمله متاسف شدم وقتی تو گفتی و رفتی . و چقدر دلم خواست تصویری از این جمله روی صندوق های جمع اوری ائانه بکشم وقتی گفتی و رفتی ...چقدر ذوق زده شدم وقتی گفتی ... و چقدر از ذوق زدگی زده شدم وقتی رفتی.

نوشته شده توسط بلالدر  ساعت 19:32 | لینک

ما الاغها

نه گوشهاي درازي دارم

نه دمي

و نه چيزي ديگر       چنانكه پنداري خرم

و بگويي:

"دوستت دارم"

نوشته شده توسط بلالدر  ساعت 0:28 | لینک

حضرت دقیانوس

   تو خودت بگو من چه گناهی کرده ام ، کرده بودم ... که اینگونه باید سنگینی گناهان تو را هم بر دوش بگیرم...دورغ ها ،فریب ها ، تمارض ها... لعنت بر ادیسون یا هر کس دیگری که دروغ را اختراع کرد...حالا همه این ها و آنها به جهنم و یا هر جایی تو بگویی....ولی...باز خدار را شکر همین ضبط صوت عهد حضرت دقیانوس  را از آن سوی اقیانوس آورده اند که روهنده بخواند: " بهتر این که ما بگذریم از یک گناه و صد گناه که سر نوشت..."چه می دانم ، دقیانوس هم حضرت بود یا نه...

 

نوشته شده توسط بلالدر  ساعت 1:0 | لینک

این نوشته ربطی به تو ندارد

   "یادت هست چرا دیوانه شدم؟".......یادش به خیر یکی از آن شبهایی که در اوج جنون بودم ، بود. با دوستان بر روی تپه ای بیرون شهر بودیم . از همان شبهایی که تو بودی و نبودی....همه سرگرم بودند . من تنها به صدای تو فکر می کردم که" برام مهمی" .....و این نصف جمله که برای دیوانه تر شدن من زیاد هم بود ...آنطرف تر زیر یک درخت سگی تنها خوابیده بود . آنقدر تنبل بود که خودش را به زحمت می خاراند.به این فکر می کردم که چقدر وجه تشابه بین من و او هست....یکی ساز دهنی می زد ...این پائین جاده ایست که ما را به هم می رساند . یک فاتحه می خوانم برای اموات کسی که این جاده را ساخته... مع الصلوات........یک هو میزنم زیر خنده ، همه چپ چپ نگاهم می کنند . بی خیال آنها که نمی دانند من به یاد این قضیه افتادم که تو گفتی خاله ام دیزاینر (؟) است و من گفتم خدا شفایش دهد . ...چند سگ نر سگ ماده را احاطه کرده اند و به نوبت کار خود را انجام می دهند بیچاره سگ ماده هر چه داد می زند که بابا من پریودم افاقه نمی کند....شب دلگیری است.....ببخش که این نوشته ربطی به تو ندارد....

نوشته شده توسط بلالدر  ساعت 12:31 | لینک

دم گربه

شوخی یا جدی فرقی نمی کند ......... خوب شد گربه خانه تان را گرفتی و ادب کردی ..........خوب کاری کردی ..........انجمن حمایت از حیوانات هم به خاطر حمایت از من به تو چیزی نگفت.......اصلا به نظر من کسانی که دم گربه ها را می کنند و با آن موهای سیاهشان را می بندند بهترین  آدم های زمین اند .........کار خوبی کردی چون توی این شبهای بی کسی آن دم گربه تنها یادگار به جا مانده از توست......... 

نوشته شده توسط بلالدر  ساعت 0:57 | لینک

رانده شده از بهشت

 کاش تو نیز بهشتی زود گذر نبودی........کاش بیشتر می ماندی حداقل تا همیشه.............گفته های ناگفته ابرام را در دست دارم می خواهم فال بگیرم می گوید: می دانستم که زن فریب است ...........یا می دانستم که زن فریب شیرین آفرینش است ولی چنان خواهنده می نمودی که کودکوار سر به مهرت سپردم......................................................هی اشک صبر کن من هنوز حرف دارم ..........راستی جمعیت کره زمین چقدر است؟.........................من که چیز زیادی نمی خواستم فقط یک نفر...............................لعنت به هر چه تو را از من می راند. حتی اگر آن چیز خود من باشم ........... نه سیبی بود نه حوایی و نه آدمی .....شیطان هم نبود او هم در بهشت خود گم شده بود ............ پس چرا رانده شدیم ......................چرا من درمانده شدم؟

نوشته شده توسط بلالدر  ساعت 0:5 | لینک