|
جنادة بن أ بى اميّه كه يكى از دوستان حضرت امام حسن مجتبى عليه السلام است حكايت كند:هنگامى كه حضرت را مسموم كرده بودند، در آخرين لحظات عمر شريفش ، به حضور ايشان شرفياب شدم ، ديدم جلوى آن حضرت طشتى نهاده بودند، كنار بستر آن حضرت نشستم ؛ پس از لحظه اى ديدم كه خون به همراه پاره هاى جگر استفراغ مى نمايد،
ا فسوس خوردم و با حالت غم و اندوه گفتم : چرا خودتان را معالجه و درمان نمى كنيد؟! ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه دوم بهمن 1390ساعت 6:17  توسط belal
|
عمروبن حمق خزاعی از دانشمندان مشهور صدر اسلام است. معارف پژوهان فراوانی ازنقاط مختلف جهان، به ویژه درسال های سکونت او در شام، به نزدش می رفتند و از دانشش بهره می بردند. روایاتی نیز در کتب تاریخ و حدیث از رسول گرامی اسلام به نقل از عمروبن حمق آمده است، که در اینجا تنها به دو روایت اشاره می گردد:
1 - عن رفاعة قال: حدثنی اخی، عمروبن حمق قال سمعت رسول الله صلی الله علیه وآله یقول: «مامن رجل امن رجلا علی دمه فقتله فانابریی ء من القاتل و ان کان المقتول کافرا» (1) ; رفاعه گفت: برادرم، عمروبن حمق برایم از زبان مبارک پیغمبرصلی الله علیه وآله چنین گفت:«از مردانگی به دور است که فردی، مردی را درپناه خود گیرد (به او امان دهد.) و زنده بودنش را تعهد کند، آن گاه او را بکشد. من از چنین کشنده ای بیزارم، هرچند مقتول کافر باشد.» رفاعة بن شداد، راوی دوم حدیث، پرورش یافته مکتب امیرالمؤمنین صلی الله علیه وآله است و ازعمروبن حمق استفاده علمی فراوانی برده وتاواپسین لحظات عمر همراه او بوده است. 2 - حدثنا ابویوسف عن عبدالرحمن بن شریح المعافری عن عمیرة بن عبدالله المعافری یقول: حدثنی ابی انه سمع عن عمروبن الحمق انه قال: قال رسول الله صلی الله علیه وآله: «تکون فتنة اسلم الناس فیها اوقال: خیرالناس فیها الجند العربی قال عمروفلذالک قدمت علیکم »; (2) ابویوسف ازعبدالرحمن بن شریح معافری و او ازپسرعموی خود عمیرة بن عبدالله معافری و اواز قول پدرش نقل کرد: شنیدم که عمروبن حمق خزاعی گفت: رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:«فتنه ای خواهد آمد که سالم ترین مردم یابهترین آنان در آن فتنه، سپاه عرب هستند.» عمروگفت: برای همین فرموده حضرت بود که من نزد شما آمدم. عمروبن حمق درعصر «ممنوعیت حدیث »می زیست ولی همواره احادیث پیامبرصلی الله علیه وآله راآشکارا باز می گفت و مردم را با کلام و زندگی آن حضرت آشنا می کرد. او از صحابه ای است که امیرالمؤمنین علیه السلام را به عنوان نخستین ایمان آورنده یاد کرده (3) و از روایان مشهورحدیث غدیر است. (4) عمروبن حمق در نگاه معصومین علیهم السلامعمروبن حمق از آغاز پذیرش اسلام،لحظه ای قرار نداشت. قلبش مالامال از عشق به خدا بود. نام خدا زبانش را به خود مشغول می داشت. چون زبانش از ذکر باز می ایستاد،ندای حق روحش را بر می انگیخت و تسبیح الله از سینه اش به گوش می رسید. سعادت رادر پیروی از پیامبر و اهل بیت او می دید.هوش و تلاش او باعث گشت تا به سرعت درردیف بزرگ ترین صحابه رسول خداعلیه السلام قرارگیرد و از دعای مخصوص پیامبرصلی الله علیه وآله بهره مند گردد. رسول خداصلی الله علیه وآله درحضوریاران خویش، عمرو را این گونه دعا فرمود: «اللهم امتعه بشبابه »; خداوندا! به جوانی اش برکت ده! دراثر همین دعای آن حضرت بودکه عمروبن حمق در هشتادسالگی هیچ موی سفیدی در سر و صورتش یافت نمی شد. (5) حضرت علی علیه السلام در جنگ صفین درباره اش فرمود: «اللهم نورقلبه بالتقی و اهدنا الی صراط المستقیم.»; پروردگارا! قلب او را به نورتقوا روشن کن و ما را به راه راست هدایت فرما.ای عمرو! کاش صدنفر مانند تو در لشگر من بود. (6) امام حسین علیه السلام از شهادت عمروبن حمق خزاعی به دست معاویه، بسیار ناراحت گردید.آن حضرت نامه ای به معاویه نوشت و او رابدین گونه سرزنش کرد: «اولست قاتل عمروبن حمق صاحب رسول الله صلی الله علیه وآله العبدالصالح الذی ابلته العبادة فنحل جسمه واصغر طائرا انزل علیک من راس الجبل ثم قتله جراة علی ربک استخفافا بذالک العهد.»; آیا تو قاتل عمروبن حمق نیستی; آن بنده شایسته ای که در عبادت خداوندپیکرش لاغر و ناتوان و چهره اش زرد و رنجورشده بود. تو او را کشتی، در حالی که به او امان داده بودی، آن چنان امانی که اگر به مرغان آسمان داده بودی، ازکوهستان ها به سویت می آمدند، آنگاه ناجوانمردانه خونش راریختی. تو بر پروردگارت گستاخ شده ای وپیمانش را درهم شکسته ای » (7) سخن امام حسین علیه السلام اشاره به امانی است که معاویه در صلح با امام حسن علیه السلام به شیعیان داده بود. پیامد شهادت عمروبن حمقشهادت عمروبن حمق، یاروفادار حضرت محمدصلی الله علیه وآله از رخدادهای دردناک جهان اسلام بود. مؤمنان آگاه از شنیدن آن به سوگ نشستند و برغربت اسلام اشک ریختند. موج اعتراضات بالا گرفت. سخنان انتقادآمیزمسلمانان، به ویژه صحابه پیامبرصلی الله علیه وآله به درباردمشق رسید و خیال معاویه را پریشان نمود.او که تا آن لحظه ازکشتن عمروبن حمق باافتخار سخن می گفت و مردم را از هرسو به تماشای سربریده وی فرا می خواند; ناگهان تغییر روش داد و مرگ عمروبن حمق را بر اثر«مارگزیدگی » اعلام کرد. مورخان چندی نیز از روی غفلت و یاتعصبات سیاسی و مذهبی از گفتار معاویه پیروی کرده اند و نوشته اند: «دخل غارافنهشته حیة فقتله. فبعث الی الغار فی طلبه فوجد میتا»; عمرو داخل غاری شد. ماری وی راگزید و از دنیا رفت. چون برای دستگیری اش آمدند، او را مرده یافتند. از میان مورخان مسلمان، تنها ابن قتیبه وابن عبدالبرقرطبی به دام چنین ترفندی نیفتاده اند. پیامد شهادت عمروبن حمق برای فرزند هند چنان سنگین بود که درواپسین لحظات زندگی برخود می پیچید و از انجام آن می نالید. ابن اعثم کوفی می نویسد: «معاویه دربستر مرگ با رنج و اندوه می گفت: مرا باتو چه افتاده بود ای حجربن عدی ونیز چه افتاده بودمرا با تو ای عمروبن حمق خزاعی. چرا با توخلاف کردم، ای پسرابوطالب! و چندان بی قراری کرد تا ازهوش رفت.» (8) زن عمرو در زندانآمنه زن عمروبن حمق نخستین زنی بودکه در اسلام به جرم مبارزات شوهر، به زندان افتاد. او فشار غل و زنجیرهای سنگین راتحمل کرد و ماه ها در یک اتاق تاریک به سربرد. پیکرش براثر رنج های فراوان و کمی آب و غذا بسیار نحیف شده بود. سرانجام دریکی از روزها چند مامور با شتاب و پرخاش به سوی او آمدند و جسم نسبتا سنگینی را به دامنش پرتاب کردند. نخست از شدت تعجب چیزی نفهمید. اما پس از چندی که به دقت نگریست، سر شوهر را در دامن دید. زن مدت کوتاهی خاموش بود و با حیرت به چهره خون آلود شوهرنگاه کرد. آمنه چهره خود راخراشید و در برابر ماموران معاویه گفت: «ای وای از مظلومیت تو در این دنیای پست و این تنگنای دردناکی که ستمگران برایت فراهم آورده اند! درود و سلام برهمسری که مراهمیشه دوست می داشت و امروز هم به دیدارمن آمده است، تا هرگز از یادش نبرم!» (9) مقبره عمروبه دستور معاویه، سرازتن عمروبن حمق جداکردند و پیکرش را در کنار شهر موصل،بربالای تپه ای گذاردند. کسی جرات دفن کردن پیکر او را نداشت. سرانجام پس از چندروز که غلام عمروبن حمق از شهادت اربابش آگاه شد، بدن پاک آن شهید راه امامت را به خاک سپرد. معزالدوله دیلمی در قرن پنجم هجری برای عمروبن حمق مقبره ای ساخت وخادمی نیز برآن گماشت. هم اکنون مزارعمروبن حمق در غرب شهر موصل، زیارتگاه شیعیان و مورد احترام سایر مسلمانان است. (10) غلام عمروبن حمقزاهر، غلام عمروبن حمق خزاعی نیز ازشیفتگان خاندان رسول خداصلی الله علیه وآله بود.محمدبن سنان زاهری، محدث معروف شیعی از نسل اوست. زاهر در سال 60 ه .ق.برای انجام حج و زیارت کعبه به مکه رفت وامام حسین علیه السلام را ملاقات کرد و از عزم آن حضرت برای سفر به سوی عراق آگاه گردید.اوکه شوق جهاد و عشق به شهادت در راه معبود را از دوران بسیار دور، در مکتب سرخ علوی از ارباب فداکار خود، عمروبن حمق خزاعی به نیکی آموخته بود، بی درنگ به کاروان امام حسین علیه السلام پیوست. صبح عاشورا در حالی که در صف نخست یاران امام حسین علیه السلام قرار داشت، در نبردی دلاورانه، در اولین هجوم سپاه یزید به شهادت رسید. حضرت مهدی علیه السلام در زیارت ناحیه مقدسه می فرماید: السلام علی زاهر مولاعمروبن حمق خزاعی. (11) سلام بر زاهر! همو که غلام آزاده شده عمروبن حمق خزاعی است. پی نوشتها: 1 - التهذیب الکمال فی اسماء الرجال، ج 2، ص 486. 2 - الاصابة فی تمییزالصحابه، ج 4، ص 626;المعرفة و التاریخ، ج 1، ص 330. 3 - الصحیح فی سیرة النبی، ج 2، ص 218. 4 - الغدیر، ج 1، ص 58. 5 - الاصابة، ج 4، ص 624; اسدالغابه، ج 4، ص 218;التهذیب و التهذیب، ج 8، ص 22; البدایة والنهایة، ج 8،ص 52. 6 - الفتوح، ص 498; سفینة البحار، ج 2، ص 360. 7 - تعلیقات، ص 246. 8 - الفتوح، ص 809. 9 - تاریخ یعقوبی، ج 2، ص 165; اسدالغابه، ج 4،ص 218. 10 - مراقدالمعارف، ج 3، ص 93. 11 - ناسخ التواریخ، ج 3، ص 24; منتهی الآمال، ص 283.
+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم دی 1390ساعت 17:45  توسط belal
|
فرا رسیدن اربعین سرور و سالار شهیدان بر شیعیان و دوستداران آن حضرت تسلیت باد . التماس دعا
+ نوشته شده در سه شنبه بیستم دی 1390ساعت 22:55  توسط belal
|
شرایط استجابت دعا ادْعُوا رَبَّكُمْ تَضَرُّعاً وَ خُفْيَةً إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ (55) پروردگار خود را از روى تضرع و در پنهانى بخوانيد (و از تجاوز دست برداريد كه) او متجاوزان را دوست نمىدارد. وَ لا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاحِها وَ ادْعُوهُ خَوْفاً وَ طَمَعاً إِنَّ رَحْمَتَ اللَّهِ قَرِيبٌ مِنَ الْمُحْسِنِينَ (56) و در زمين فساد مكنيد بعد از آنكه اصلاح شده است، و او را با بيم و اميد بخوانيد (بيم از مسئوليتها و اميد به رحمتش، و نيكى كنيد) زيرا رحمت خدا به نيكوكاران نزديك است. در اين دو آيه (55 و56 سوره اعراف)اشاره به پنج قسمت ازشرائط قبولى دعا شده است که عبارتند از: نخست اينكه از روى تضرع و در پنهانى باشد، ادْعُوا رَبَّكُمْ تَضَرُّعاً وَ خُفْيَةً ديگر اينكه از حد اعتدال تجاوز نكند، إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ سوم اينكه با توليد فساد و تبهكارى همراه نگردد، وَ لا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاحِها چهارم اينكه توأم با بيم و اميد متوازن باشد، وَ ادْعُوهُ خَوْفاً وَ طَمَعاً پنجم اينكه با نيكوكارى توأم گردد. إِنَّ رَحْمَتَ اللَّهِ قَرِيبٌ مِنَ الْمُحْسِنِينَ
+ نوشته شده در سه شنبه بیستم دی 1390ساعت 21:48  توسط belal
|
مرحوم" طبرسى" در" مجمع البيان" نقل مىكند كه هارون الرشيد طبيبى مسيحى داشت كه مهارت او در طب معروف بود، روزى اين طبيب به يكى از دانشمندان اسلامى گفت: من در كتاب آسمانى شما چيزى از طب نمىيابم، در حالى كه دانش مفيد بر دو گونه است: علم اديان و علم ابدان، او در پاسخش چنين گفت: خداوند همه دستورات طبى را در نصف آيه از كتاب خويش آورده است كُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لا تُسْرِفُوا:" بخوريد و بياشاميد و اسراف نكنيد" و پيامبر ما نيز طب را در اين دستور خويش خلاصه كرده است المعدة بيت الادواء و الحمية رأس كل دواء و اعط كل بدن ما عودته: معده خانه همه بيماريها است، و امساك سرآمد همه داروها است و آنچه بدنت را عادت دادهاى (از عادات صحيح و مناسب) آن را از او دريغ مدار.طبيب مسيحى هنگامى كه اين سخن را شنيد گفت: ما ترك كتابكم و لا نبيكم لجالينوس طبا! قرآن شما و پيامبرتان براى جالينوس (طبيب معروف) طبى باقى نگذارده است.
+ نوشته شده در شنبه هفدهم دی 1390ساعت 22:12  توسط belal
|
|
|